فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۸۹۷۱۹
تاریخ انتشار: ۰۸:۰۷ - ۱۶-۰۱-۱۳۹۴
کد ۳۸۹۷۱۹
انتشار: ۰۸:۰۷ - ۱۶-۰۱-۱۳۹۴

باغ خدا، دست خدا، چوب خدا!

مردی در یک باغ درخت خرما را با شدت ‌تکان می‌داد و بر زمین می‌ریخت. صاحب باغ آمد و گفت ای مرد احمق! چرا این کار را می‌کنی؟ دزد گفت: چه اشکالی دارد؟ بنده خدا از باغ خدا خرمایی را بخورد و ببرد که خدا به او روزی کرده است. چرا بر سفره گسترده نعمتهای خداوند حسادت می‌کنی؟ صاحب باغ به غلامش گفت: آهای غلام! آن طناب را بیاور تا جواب این مردک را بدهم.

آنگاه دزد را گرفتند و محکم بر درخت بستند و با چوب بر ساق پا و پشت او می‌زد. دزد فریاد برآورد، از خدا شرم کن. چرا می‌زنی؟ مرا می‌کشی. صاحب باغ گفت : این بنده خدا با چوب خدا در باغ خدا بر پشت خدا می‌زند. من اراده‌ای ندارم کار، کار خداست. دزد که به جبر اعتقاد داشت گفت: من اعتقاد به جبر را ترک کردم تو راست می‌گویی ای مرد بزرگوار نزن. برجهان جبر حاکم نیست بلکه اختیار است اختیار است اختیار.

منبع:‌ آکاایران
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
تنها ذهنیتی که زندگی شاد و رضایت‌بخش را تضمین می‌کند کدام رفتارهای ایرانی، از نظر خارجی‌ها عجیب است؟ تنها منشاء شاد بودن در زندگی کشف شد طرز تهیه محلبی آلبالو؛ دسر ترکیه‌ای با طعمی متفاوت برای پذیرایی چگونه ایران ساسانی در دل بدترین خشکسالی تاریخ به اوج قدرت رسید؟ تصاویری از «اهرام باستانی سودان»؛ شگفتی‌هایی فراموش‌شده در صحرا سخت‌ترین و تاریک‌ترین سال در تاریخ بشر چه سالی بود؟ آیا به استفاده از گوشی اعتیاد دارید؟ با این آزمون میزان وابستگی خود را بسنجید اگر مدام می‌گویید «بعداً انجامش می‌دهم»، این مطلب را بخوانید+ قانون ۵ دقیقه انسان‌های «سگ‌سر» چه کسانی بودند؟ کته کردن برنج کار هر کسی نیست؛ خیلی ها این مهارت را ندارند سلطانه‌های اروپایی که امپراتوری عثمانی را دگرگون کردند(+عکس) بهترین روش نگهداری گوجه فرنگی در فریزر با ماندگاری یک‌ساله عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا(+عکس) بین‌النهرین چگونه به مهد تمدن تبدیل شد؟(+عکس)