فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۱۰۲۳
تاریخ انتشار: ۱۸:۱۷ - ۰۷-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۱۰۲۳
انتشار: ۱۸:۱۷ - ۰۷-۰۵-۱۴۰۵

حضور دکتر پژمان «عشق ابدی» در صداوسیما ؛ از «مروج فساد» تا «الگوی جوانان» 

دکتر عشق ابدی در تلویزیون
کافی است یک روز مقابل دوربین بنشینی، چند بار بگویی «اشتباه کردم»، «فریب خوردم»، «پشیمانم» یا «انقلابی‌ام»؛ آن وقت گذشته، انگار هرگز وجود نداشته است. نه فقط بخشیده می‌شوی، بلکه ممکن است در همان برنامه به عنوان «الگوی جوانان» هم معرفی شوی.

عصر ایران ؛ موحد منتقم - سال‌هاست صداوسیما خود را مرجع تشخیص «الگو» برای جامعه معرفی می‌کند؛ رسانه‌ای که با کوچک‌ترین بهانه، یک فیلم، یک بازیگر، یک خواننده یا حتی یک صفحه اینستاگرامی را به «ترویج فساد» متهم می‌کند و خواستار حذف آن می‌شود. 

تلویزیون با استفاده از واژه‌هایی مثل «فساد»، «ابتذال» و «تهاجم فرهنگی» مرزهای خود را ترسیم می‌کند. کافی است نام یک برنامه یا یک چهره در فهرست سیاه قرار بگیرد؛ آن وقت دیگر نه اثری از او روی آنتن دیده می‌شود و نه حتی اشاره‌ای محترمانه به گذشته‌اش. اما ظاهراً بعضی گناهان در این سازمان عریض و طویل تاریخ انقضا دارند. 

کافی است یک روز مقابل دوربین بنشینی، چند بار بگویی «اشتباه کردم»، «فریب خوردم»، «پشیمانم» یا «انقلابی‌ام»؛ آن وقت گذشته، انگار هرگز وجود نداشته است. نه فقط بخشیده می‌شوی، بلکه ممکن است در همان برنامه به عنوان «الگوی جوانان» هم معرفی شوی.

ماجرای حضور یکی از شرکت‌کنندگان «عشق ابدی» در شبکه سه، دقیقاً از همین جنس است. برنامه‌ای که تا دیروز نماد انحطاط فرهنگی معرفی می‌شد، حالا یکی از چهره‌هایش روی آنتن می‌آید، از گذشته ابراز پشیمانی می‌کند و در ادامه، مجری برنامه او را با صفاتی مانند تحصیل‌کرده، ورزشکار، خوش‌تیپ، دنیا‌دیده و حتی «الگوی مناسب جوانان» توصیف می‌کند.

حضور دکتر پژمان «عشق ابدی» در صداوسیما

اما پرسش اینجاست که معیار الگو شدن چیست؟ آیا صرف تحصیل‌کرده بودن، ورزشکار بودن یا حتی ابراز پشیمانی، برای تبدیل شدن به الگوی نسل جوان کافی است؟ اگر قرار باشد هر فردی تنها با یک گفت‌وگوی تلویزیونی و چند جمله درباره تغییر مسیرش به جایگاه «الگو» برسد، این واژه دیگر معنای خود را از دست می‌دهد. 

الگو بودن نتیجه سال‌ها رفتار، صداقت، مسئولیت‌پذیری و اثرگذاری اجتماعی است، نه محصول یک برنامه تلویزیونی.

هیچ اشکالی ندارد اگر انسانی از گذشته خود پشیمان شود. اتفاقاً پذیرفتن اشتباه، نشانه بلوغ است. اما آیا صرف گفتن جمله «فریب خوردم» برای پاک شدن تمام گذشته کافی است؟ اگر پاسخ مثبت است، پس تکلیف همه کسانی که سال‌ها به خاطر اشتباهاتشان از رسانه ملی حذف شدند چه می‌شود؟ 

چرا قانون توبه برای همه یکسان اجرا نمی‌شود؟ اگر قرار است اصل بر فرصت دوباره باشد، این فرصت باید برای همه وجود داشته باشد، نه فقط برای کسانی که روایت مطلوب رسانه را بازگو می‌کنند.


مسئله، شخص دکتر  پژمان نیست؛ مسئله، نوع نگاه صداوسیماست. رسانه‌ای که هم‌زمان به صفحات مجازی و اپلیکیشن‌های خارجی به اتهام «ترویج فساد» حمله می‌کند، اما برای جذب مخاطب، از شهرت همان چهره‌هایی استفاده می‌کند که شهرتشان دقیقاً از همان فضاهای به‌اصطلاح «فاسد» به دست آمده است. 

اگر «عشق ابدی» آن‌قدر بی‌ارزش بود، چرا امروز سرمایه رسانه‌ای آن برای تلویزیون ارزش پیدا کرده است؟

تلویزیون از یک سو می‌گوید آن برنامه‌ها خطرناک‌اند، اما از سوی دیگر، از مشهورترین چهره‌های همان برنامه‌ها برای ساختن روایت خودش استفاده می‌کند. یعنی آنچه محکوم است، خود شهرت نیست؛ بلکه فقط جهت‌گیری صاحب شهرت است.

حضور دکتر پژمان «عشق ابدی» در صداوسیما

این اتفاق بیش از آنکه روایت یک تغییر باشد، شبیه استفاده ابزاری از یک انسان است. دیروز او نماد همان چیزی بود که تلویزیون علیه آن هشدار می‌داد و امروز همان شهرت، تنها به دلیل تغییر روایت، به سرمایه رسانه تبدیل شده است. در چنین شرایطی، مخاطب احساس می‌کند آنچه اهمیت دارد نه حقیقت، بلکه کارکرد تبلیغاتی افراد است.

شاید مهم‌ترین پیام این اتفاق برای جامعه این باشد که مهم نیست از چه مسیری مشهور شده‌ای؛ مهم این است که در نهایت، روایت مورد انتظار را بر زبان بیاوری. آن وقت نه‌تنها گذشته‌ات بخشیده می‌شود، بلکه ممکن است روی آنتن ملی نیز به عنوان «الگو» معرفی شوی.

مشکل اصلی همین استانداردهای دوگانه است؛ استانداردهایی که هر بار بیش از آنکه چهره‌ای را تطهیر کنند، اعتبار رسانه را زیر سؤال می‌برند. مخاطب امروز از خود می‌پرسد معیار انتخاب مهمان چیست؟ 

سابقه افراد یا کارکرد تبلیغاتی آن‌ها؟ اگر ملاک اخلاق است، نباید با آن سلیقه‌ای برخورد کرد و اگر ملاک جذب مخاطب است، دست‌کم بهتر است این واقعیت را پشت شعارهای اخلاقی پنهان نکنیم.

اعتماد عمومی با پاک کردن گذشته افراد یا نوشتن روایت تازه برای آن‌ها ساخته نمی‌شود. مشکل، توبه یک نفر نیست؛ مشکل، کارخانه‌ای است که هر روز برای خودش تعریف تازه‌ای از «گناه»، «بخشش» و «الگو» می‌سازد.رسانه‌ای که معیارهایش با مصلحت روز تغییر کند، دیگر مرجع اخلاق نیست؛ صرفاً در حال بازنویسی گذشته، متناسب با نیاز امروز خود است.

رسانه‌ای که معیارهایش با مصلحت روز تغییر کند، بیش از آنکه افکار عمومی را قانع کند، حافظه جمعی مخاطبان را دست‌کم گرفته است؛ رسانه‌ها می‌توانند روایت‌ها را تغییر دهند، اما حافظه جمعی را نه. شاید به همین دلیل است که آنچه از این ماجرا در ذهن مردم باقی می‌ماند، نه «عشق ابدی»، که «تناقض ابدی» صداوسیماست.

ارسال به دوستان
ایتالیایی ترین کادیلاک تاریخ (+تصاویر) بازار سرمایه به تزریق نقدینگی نیاز ندارد تکامل علیه فریبکاری؛ پرندگان ماده از روی صدای آواز، دست نرهای خیانتکار را رو می‌کنند این قسمت از مرغ را زیاد مصرف نکنید! آیا مردم جهان از دموکراسی خسته شده‌اند؟ باز شدن دارالذکر به روی زائران رهبر شهید یک ساعت از زمان ایلان ماسک ۱۰۰ میلیون دلار می‌ارزد؟؛ پاسخی برای یک ادعای بزرگ برای خبرنگاران شاغل و بیکار/ تبریک‌هایی که نان نمی‌شوند شرطی که مستمری بازنشستگی را به حداقل حقوق می‌رساند جامعۀ خسته، مشکلی فراگیر در دنیای امروز نتایج تحقیق روی ۱۰ میلیون فرزند: ترتیب تولد بر بروز بیماری‌ها تأثیر می‌گذارد حیوان زره پوشی که معده اش را مثل جلیقه نجات باد می کند! (+عکس) نقشه کامل چشم انسان؛ بررسی وظیفه و مکانیسم 15 جزء اصلی چشم (اینفوگرافیک) افزایش خطر ابتلا به سرطان مری با نوشیدن چای بالاتر از دمای ۶۵ درجه امروز با سعدی : چاه است و راه و دیدهٔ بینا و آفتاب